چند روز پیش که برای پیش تولید مستندی درباره مواد روانگردان خصوصا شیشه که هنوز عاقبت ساخت اون معلوم نیست به چند پارک و محله که میشناختم رفتیم . چند ساعتی توی اون حوالی پرسه زدیم وچند تا پلان مخفی هم گرفتیم و با یه چند نفری از مصرف کننده ها وتوزیع کننده ها هم صحبت کردیم . واقعا جالب وحیرت انگیز بود .من با اینکه چند وقتی هست در حال آماده سازی وتحقیق روی شیشه هستم ولی صحنه هایی که اون روز دیدم واقعا بی نظیر بود . 
روز جمعه بود وهوای ابری و باب میل هر کاری , توی یه پارک تو دروازه غار به نام پارک حقانی گروه گروه خونواده ها دور هم نشسته بودن و در حال مصرف شیشه بودن . نه یکی دوتا خونواده ؛ شاید ده - دوازده تا دور هم گئده گرفته بودن و با تعارف به هم مشغول کشیدن شیشه بودن . انقدر براشون درونی وعرفی بود که زن وشوهر بدون ابا از هم واینکه "بابا شوهرم معتاده " دور هم با فراغ بال از هم دود میگرفتن وشاید بگم تو یه فضای 100-150 متری بیش از 70-80 تا آدم دور هم مشغول مصرف بودن وجالب اینکه بچه های 7-8 سالشون هم کنارشون طریقه مصرف وتزریق رو یاد میگرفتن . خلاصه کمپ تزریق ومصرف بود .ما هم که با گروه مستند سازیمون رفته بودیم یه چند ساعتی پلکیدیم وبعدم یه دعوای حسابی شد وماهم برای زنده موندن مجبور شدیم فرار کنیم.
تازه برای همزاد پنداری با اونا مجبور شدیم یه نیم گرم شیشه بخریم که هم با ساقی اونجا آشنا بشیم وهم یه تجربه خرید داشته باشیم ولی میتونم بگم پیداکردن نیم گرم که سهله , یه گونی شیشه هم از پیدا کردن آب خوردن راحت تر بود چرا که برای پیداکردن آب خوردن تو اون هوای گرم حسابی به دردسر افتادیم ولی برای گرفتن شیشه به اولین مصرف کننده ای که رسیدیم و باهاش صحبت کردیم و دید طلبه شیشه ایم نیم گرم شیشه گذاشت کف دستمون . عجیب ترش این بود که میتونم بی اغراق بگم 90 درصد کسایی که اونجا بودن فقط و فقط شیشه مصرف میکردن  اونم چقدر ارزون و به صرفه , که ما برای گرفتن یه ( trip ) فقط 2500 تومن پیاده شدیم یعنی حدود 1/4 گرم شیشه .     
خلاصه روز جالبی بود بعد ما اومدیم و به ریش خودمون خندیدیم که ما میخوایم اعتیاد و ریشه کن کنیم وهزار تا اراجیف دیگه , بعد بغل گوش کلانتری محل و وسط محله های پایتخت روز جمعه خونواده ها جلوی بچه های 7-8 سالشون دور هم جمع میشن و پایپ به دست به هم تعارف میکنن , هیچکسم دلش نمی سوزه وبه فکر نیست چرا که جمعه است و بچه های کلانتری رفتن استراحت و روز تعطیله . البته بی انصاف نباشیم روزای دیگم که رفتیم همینطور بود کسی کاری نمیتونست بکنه . یه پارک رو جمع میکردن  تو یه پارک دیگه دوره میگرفتن . خلاصه چه باید کرد خدا میدونه , وقتی طرف تو آشپز خونه خودش داره شیشه تولید میکنه وتوزیع میکنه کدوم موسسه وکارخونه ومحل رو باید بست؟؟؟!!!